
براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام:جمال خودمو عشقه در
وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،
سپس از طریق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار رو براي شما بکنيم.
آذر 1386
آبان 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
اسفند 1385
دی 1385
آذر 1385
راستی نظر یادتون نره پت و مت منتظر نظزهای شماها هستند نظر بدید آ باریکلا !!!!!
به نام او
اول از همه سلام به همه ی دوست جونای خودمون
بعدشم باید معذرت خواهی کنیم بابت دیر آپ کردن .
در گیر امتحانا و
بعدشم آویزون شدن از کت اساتید گرام ![]()
و التماس و بعدش دعا و راز و نیاز با خدا که دل استاد به رحم بیاد و چند صدمی به این نمره ی بسیار بسیار زیبا اضافه کنه . این کارا به ۲ دلیل لازمه :
۱ـ پاس شدن ۲ـ پیشگیری از مشروط شدن ![]()
البته برای حفظ کلاس باید بگم که این چند وقته همش در گیر جلسات بسیار بسیار مهم با معاونین بودیم که مهمانان خارجکی که میان از شرکت بازدید کنن رو کجا ببریم و رییس جمهور هونولولو که میاد منو ببینه من چی بپوشم ؟ ![]()
![]()
و خلاصه از این حرفا دیگه ! خودتون تا آخرش برید دیگه ... !
خوب حالا که شما سرگرم این هستید که تا آخرش برید من برم بخوابم ٫ آخه این چند وقته درگیر امتحانا بودم (منظورم همون جلسات بود
)حسابی کمبود خواب دارم
. یه وقت خدای نکرده فکر نکنید من خرخونما ![]()
![]()
![]()
اینم یه عکس از خرخونی شب امتحان ! ![]()

با زبون خوش نظر میدیا وگرنه ........ ![]()
![]()
[+]
نوشته شده توسط mat در 5:45 بعد از ظهر
|
|
یا فاطمه
سلام ٫
شهادت حضرت فاطمه رو به همه ی دوستدارانشون تسلیت می گیم .


[+]
نوشته شده توسط mat در 4:57 بعد از ظهر
|
|
زندگی چون گل سرخیست .......
پر از عطر٬ پر از خار٬ پر از برگ لطیف........
یادمان باشد اگر گل چیدیم............
عطر و خار و گل و برگ ..........
همه همسایه ی دیوار به دیوار همند !!!

[+]
نوشته شده توسط mat در 7:43 بعد از ظهر
|
|
به نام خالق قلم ![]()

با قلم ميگويم:
- اي همزاد، اي همراه،
اي هم سرنوشت
هر دومان حيران بازيهاي دورانهاي زشت.
شعرهايم را نوشتي
دستخوش؛

اشكهايم را كجا خواهي نوشت؟

[+]
نوشته شده توسط در 2:15 بعد از ظهر
|
|
به نام خالق صبح![]()
چه زيباست كه چون صبح، پيام ظفر آريم

گل سرخ،
گل نور،
ز باغ سحر آريم.
چه زيباست، چو خورشيد،
درافشان و درخشان
زآفاق پر از نور، جهان را خبر آريم .
همانگونه كه خورشيد، بر اورنگ زر آيد،
خرد را بستاييم و،
بر اورنگ زر آريم.
چه زيباست، كه با مهر،
دل از كينه بشوييم.
چه نيكوست كه با عشق،
گل از خار برآريم.
گذرگاه زمان را،
سرافراز بپوييم.
شب تار جهان را 
فروغ از هنر آريم.
اگر تيغ ببارند، جز از مهر نگوييم
وگر تلخ بگويند،
سخن از شكر آريم.
بياييد،
بياييد،
ازين عالم تاريك
دلافروزتر از صبح،
جهاني دگر آريم!

[+]
نوشته شده توسط pat & mat در 11:50 قبل از ظهر
|
|
به نام خالق دوستی ها ![]()
salaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaam !
salam dost jonaye man ! salam be hamaton man hamon sheytonak hastamaaaaaaaaaaaaa ! be
khatere in mat tagire nam dadam be pat
hamash az alaghast
begzarim tavalode hameye
motevaledin khordad mah khosasan mat ro be hozoreshoin tabrik migoyam asttttttttttttttttttttt !


bia shamaro foot kon albatte behtare begam shamaro foot konid akhe tavalode ye doste digamonam hast ke tavalode onam mobaraaaaaaaaaaaaak sssssssssssssssssssssssssss tavalodet mobaraaaaaaaaaaaaakkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkk sad sal be in salaaaaaaaaaaaaaaaaaa
shomaha behtarin hastid midonestid !!!!!
hala jav gir nashid jolo mellat ye chizy goftam
mahze abero darie
akhe in dostam badtar
![]()
![]()
![]()
az man yeyhooo javgir mishand
inam ye matne adabi takhdim be shomaha e tafalodetone jigalaaaaaa nanaza khoshmela mat va
ssss hala bara inke on gambo delesh nasoze onam bad nis![]()
![]()
![]()
t

چراغي به دستم، چراغي در برابرم:
من به جنگ سياهي مي روم.

گهواره هاي خستگي
از كشاكش رفت و آمدها
باز ايستاده اند،
و خورشيدي از اعماق
كهكشان هاي خاكستر شده را
روشن مي كند.

فريادهاي عاصي آذرخش -
هنگامي كه تگرگ
در بطن بي قرار ابر
نطفه مي بندد.
و درد خاموش وار تاك -
هنگامي كه غوره خرد
در انتهاي شاخسار طولاني پيچ پيچ جوانه مي زند.
فرياد من همه گريز از درد بود
چرا كه من، در وحشت انگيز ترين شبها، آفتاب را به دعائي
نوميدوار طلب مي كرده ام.

تو از خورشيد ها آمده اي، از سپيده دم ها آمده اي
تو از آينه ها و ابريشم ها آمده اي.

در خلئي كه نه خدا بود و نه آتش
نگاه و اعتماد ترا به دعائي نوميدوار طلب كرده بودم.
جرياني جدي
در فاصله دو مرگ
در تهي ميان دو تنهائي -
[ نگاه و اعتماد تو، بدينگونه است!]

شادي تو بي رحم است و بزرگوار،
نفست در دست هاي خالي من ترانه و سبزي است
من برمي خيزم!
چراغي در دست
چراغي در دلم.
زنگار روحم را صيقل مي زنم
آينه ئي برابر آينه ات مي گذارم
تا از تو
ابديتي بسازم


yek dost yek ganje ke gheymati nadare !
azizaye man tavalodeton mobarak ! khodavand hamraheton dar tamamie marahele zendegiton !

ya hagh !
hamatono dost daram !
movafagh bashid !
be omide didar !
[+]
نوشته شده توسط در 7:48 بعد از ظهر
|
|