تبليغاتX
جمال خودمو عشقه
تصـــــــوير تصادفي
منوی کاربری

پيغام مدير : بازدید کننده های عزیز سلام ! امیدوارم از وبلاگ ما خوشتون بیاد ! ما صبح تا شب اینجا بیل میزنیم زحمت میکشیم برای شما.پس شما هم قبل از رفتن لطفا نظر بدید ! ( وگرنه کامپیوترتون منفجر میشه ! حالا از ما گفتن ! نگید نگفتید )

   ...............................   اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن !    به مدير وبلاگ ايميل بزنيد !    ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها!   لينک RSS  
site map site map ror html site map
  Add to Technorati     ..............................

لينك دوستان
۞زیباترین قالبهای وبلاگ۞ جدیدترین موزیک ها
دلم بگیره می نویسم
لیلاج
جوجو حنايي
كوچه تنهايي خيال
..جک.....لطیفه.....اس ام اس.....شعر..
امپراتور عشق ونوس
بیا تو پشیمون نمیشی . . . !!!
پسری از نسل یاس
::ساخت لوگو،بنــرو تیتر::

براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام:جمال خودمو عشقه در وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،

سپس از طریق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار رو براي شما بکنيم.

چت بامديـــــر
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين سايت

آرشيو
طراح قالب
کوچه !!!!!!!!!!!

 به نام او

بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم

شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق ديوانه كه بودم

 

در نهانخانه‏ء جانم گل ياد تو درخشيد

باغ صد خاطره خنديد

عطر صد خاطره پيچيد

 

يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم

پر گشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم

ساعتي بر لب آن جوي نشستيم

تو همه راز خهاب ريخته در چشم سياهت

من همه محو تماشاي نگاهت

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشهء ماه فروريخته در آب

شاخه‌ها دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا وگل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

 

يادم آمد تو به من گفتي:

«از اين عشق حذر كن

لحظه‌اي چند بر اين آب نظر كن

آب ، آيينهء عشق گذران است

تو كه امروز دلت با دگران است

باش فردا كه دلت با دگران است

تا فراموش كني ، چندي از اين شهر سفر كن»

 

با تو گفتم حذر از عشق ندانم:

«حذر از عشق؟ ندانم

سفر از پيش از تو؟ هرگز نتوانم

روز اوّل كه دل من به تمنّاي تو پر زد

چون كبوتر لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدي، من نه رميدم ، نه گسستم

باز گفتم كه: تو صيّادي و من آهوي دشتم

تا به دام تو در افتم ، همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم

سفر از پيش تو هرگز نتوانم...»

 

اشكي از شاخه فروريخت

مرغ شب ناله تلخي زد و بگريخت

اشك در چشم تو لرزيد

ماه بر عشق تو خنديد

 

يادم آيد كه دگر از تو جوابي نشنيدم

پاي در دامن اندوه كشيدم

نه گسستم نه رميدم

 

رفت در ظلمت شب آن شب و شب‌هاي دگر هم

نه گرفتي دگر از آن عاشق آزرده خبر هم

نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم

بي تو امّا به چه حالي من از آن كوچه گذشتم

 

 

 

[+] نوشته شده توسط pat & mat در 5:44 بعد از ظهر | |

شيطان و شيطان پرستي !

                                           

                                                                                      به نام او !

 

شناخت گروه ها ، افكار و عقايد شيطان پرستان به ما كمك ميكند كه آنها را از گروه هايي كه از شبيه سازي هاي شيطاني استفاده مي كنندولي از نظر ريشه و باورهاي اعتقادي متفاوتند ، جدا كنيم .گروه هايي كه بيشتر موزيكال هستند ، نمايش هاي مختلف اجرا مي كنند و كما بيش در عالم هم طرفداران قابل توجهي خصوصا در ميان جوانان دارند . در حالي كه شيطان پرستي نوين عمري حدود 40 سال دارد و هوادارانش در سراسر عالم بسيار انگشت شمار اند .

بيشترينشان در كشورهايي مثل ‍‍ژاپن ، آمريكا ، آلمان و كشوراهي اروپايي حوزه ي اسكانديناوي ديده ميشوند .

 

                            

 

بر خلاف تصور معمول كه شيطان پرستان ، شيطان را خداي خود دانسته و او را مي پرستند ، آنها خود پرستند . گويي شاخه اي از اومانيسم ( انسان محوري) كه تنها براي شيطان جايگاه غلوآميز جادوگري قايل هستند .

 

نماد هاي شيطان و معاني آنها به همراه عكس ، اناجيل شيطاني ، قوانين لاوي بنيانگذار كليساي شيطان و .... در ادامه ي مطلب .


ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط mat در 6:8 بعد از ظهر | |

با تو !!!!!!!!!!!!

به نام او
 
 
 
با تو:زمین گاهواره است که مرا در آغوش خود می کشاند

با تو :همه ی رنگ های این سرزمین را آشنا می بینم

باتو:پرندگان این سرزمین خواهان شیرین زبانی منند

با تو :سپیده هر صبح بر گونه ام بوسه می زند

باتو:آهوان این صحرا دوستان هم بازی منند

با تو:من در عطر یاس ها غرق می شوم

باتو: نسیم گیسوانم را شانه می زند

با تو:من در شکوفه می شکفم

دکتر شریعتی

 

 

[+] نوشته شده توسط pat & mat در 4:49 بعد از ظهر | |

چشم ها !!!

به نام او

ماه در اوج آسمان می رود،

ومادر گوشه ای ازشب،

همچنان به گفت و گوی دست ها

گوش فراداده ایم و ساکتیم

ودرچشم های هم، یکدیگررا می خوانیم.

در چشم های هم ، یکدیگر را می بخشم.

ومن همه ی دنیا را ردچشم او می بینم

و او همه ی دنیا را درچشم من می بیند

وما درچشم های هم ساکتیم

و در چشم های هم می شنویم.

ودر چشم های هم، یکدیگررا می شناسیم.

 

 

 

[+] نوشته شده توسط pat & mat در 11:38 قبل از ظهر | |

معانی سمبلیک گل رز !

                                                                  به نام او !!

سلام !

مطلب این دفعه به نظر خودم خیلی جالبه امیدوارم شما هم خوشتون بیاد .

                                                      

                                 معاني سمبليك گل رز :

 

رز سرخ : عشق بي ريا ، زيبايي ، شجاعت ، احترام ، تبريك ، (( دوستت دارم ))

 

رز سفيد : پاكي ، معصوميت ، راز ، سكوت ، فروتني ، احترام ، (( عشق من به تو عميق و خالصانه است ))

 

رز صورتي :قدر داني ، وقار ، ستايش ، همدلي ، لطافت ، شادكامي ، (( متشكرم )) ، (( باورم كن )) ، (( تو خيلي دوست داشتني هستي ))

 

رز زرد : شادماني ، رفاقت ، شوق ، حسادت ، آغاز دوباره ، (( فراموشم نكن )) ، (( معذرت مي خواهم ))

 

رز بنفش : عشق در نگاه اول

 

رز نارنجي : اشتياق ، شيفتگي ، آرزو

 

رز سفيد عروس : عشق مبارك و فرخنده

 

رز قرمز سير : سوگواري

 

تركيبي از رز سفيد و سرخ : اتحاد سازش

 

غنچه ي رز : نماد پاكي و زيبايي ، جواني ، عشق نوپا

 

رز كاملا شكفته : (( من متعهد به تو هستم )) ، (( هنوز دوستت دارم ))

 

دسته گل رز : قدر داني

 

دسته گل رز كوچك : (( من به ياد تو هستم ))

 

و در آخر همه ی این گلا تقدیم به شما دوستای گل ! ( البته اونایی که نظر میدن بیشتر  )

 

 

[+] نوشته شده توسط mat در 10:6 بعد از ظهر | |

ادبی میشویییم !!!

                                                                          به نام او !

سلام دوستاي گلم !

براي اين دفعه تصميم گرفتيم چند كلامي مطلب ادبي و عشقولانه و از اين حرفها تقديم حضور شما بنماييم !!!  ( اهم اهم  ) . 

                                                                         

 غمي هست كه از عشق ژرف تر ،

 از آگاهي رفيع تر ،

 از فقر تلخ تر و از اشتياق و آرزو قوي تر است .

اين غم خاموش است و سخن نميگويد ،

اين غم را مي توان در آواز هاي مرتعش عاشقي احساس كرد

 كه دلش شكسته است .

                                                                                       (جبران خليل جبران )                    

 

 

اين جهان : دريا

زمان :چون موج

ما : مانند نقش

لحظه اي مهمان هستي ده هستي ربا

چه زيباست كه با مهر ، دي از كين بشوييم

چه نيكوست كه با عشق ، گل از خار برآريم !     (فريدون مشيري )

 

 به دل پناه ببر ! آخرين پناهت اوست ،

تو را آنچنان كه تمناي توست ، دارد دوست !      (فريدون مشيري)

 

            

[+] نوشته شده توسط mat در 4:37 بعد از ظهر | |

جملات زيبا .

به نام او

و عشق تنها عشق

مرا به وسعت اندوه زندگی ها برد

And love ,only love

Took me to the realm of the gloom of lives

 

 

 

خو شا به حال گیاهان که عاشق نورند !

 

How blest are the herbswho are in love of light

 

 

 

ما می رویم 

و آیا در پی ما یادی از درها خواهد گذشت ?   

ما میگذریم

و آیا غمی بر جای ما در سایه ها خواهد نشست ؟

 

We leave

 whether our remembrance will pass through the doors

We cross

whether a sorrow will sit for us in the shadows

 

 

 

 بیا آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی ام

بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را

 

Come and dissolve like a wprd in the line of my silence

Come and melt in my palm the luminous mass of love

 

 

 

دنگ...دنگ...

لحظه ها میگذرد

آن چه بگذشت نمیآید باز

قصه یی هست که هرگز دیگر

نتواند شد آغاز

Bang...Bnag

the moments flow

what has flowed will not come back

it is story

never renew anymore

 

چیزهایی هست که نمیدانم

میدانم که اگر برگی بکنم خواهم مرد

میروم بالا تا اوج من پر از بال و پرم

 

There are things that I do not understand them

I know if separate a leaf from the tree , I would die

I ascend up to the climax ; I am fraught with

feathers and wings

 

[+] نوشته شده توسط pat & mat در 2:7 بعد از ظهر | |

يانگوم !!!

                                                                 به نام او !!!

سلام دوستان ! خوبید ؟

بچه این چند وقته دقت کردید سریال جواهری در قصر چقدر طرفدار پیدا کرده ؟ آره همون  یانگوم جان خودمونو میگم !

 به همین دلیل تصمیم گرفتیم ایندفعه بیوگرافی و چند تا عکس از یانگوم و بقیه داشته باشیم !

                                                                

 در سال 1963 در شهر سئول کره جنوبی به دنیا آمد. در همان جا رشد کرد و برای ادامه تحصیلات رشته فلسفه را در دانشگاه " Sogang " انتخاب کرد.از همان ابتدا نوعی روحیه نوگرایی در او موج می زد بطوریکه در همان موقع ورود به دانشگاه گروهی را به نام " Film Gang " ( گروه فیلم ) راه اندازی کرد و چندین مقاله در مورد فیلمهای مطرح آن زمان به نگارش درآورد.بعد از به پایان رساندن تحصیلات دانشگاهی به عنوان یک منتقد سینمایی وارد عرصه شد و بعد در سال 1988 برای ساخت فیلم " Kkamdong " در کنار آقای " Yu Yeong-Jin's " دستیاری کارگردان را تجربه کرد. به مرور زمان و با تکیه بر استعداد سرشار و نگاه خاصی که داشت پله های ترقی را به سرعت پیمود تا بتواند نام خود را به عنوان یک کارگردان در سال 1992 مطرح کند. فیلم " The Moon Is... the Sun's Dream " او بعنوان اولین تجربه کارگردانی وی در سال 1992 بسیار مورد توجه قرار گرفت. اما فیلمهای بعدی او  شامل " Trio " و "Judgement " ( که یک فیلم کوتاه بود) چندان مورد توجه واقع نشدند . اما او در سال 2000 با ساخت فیلم "  Joint Security Area  " به شهرتی باورنکردنی دست یافت و فیلم او پرفروشترین فیلم تاریخ سینمای کره جنوبی شد. استقبال عمومی بسیار خوب از این فیلم 2 دلیل عمده داشت :  

 1- فیلم دقیقا در شرایطی ساخته و اکران شد که روابط دو کره رو به سردی گراییده بود .2- فیلم بسیار خوش ساخت بود بطوری که به غیر از اقبال عمومی ، منتقدان نیز آنرا فیلم ارزشمندی تشخیص داده بودند. او که انسان بسیار هوشیار و زیرکی است به جای آنکه در همین مسیر که باعث موفقیت او شده بود ( ساخت فیلمهایی با مضمون سیاسی و دستمایه قرار دادن روابط دو کره ) گام بردارد ، مسیر خود را کاملا تغییر داد و مشغول ساختن یک " تریلوژی انتقام " شد . بله سه فیلم با موضوع انتقام که سعی داشت نشان دهد که فشارها و ناهنجاری های موجود در جامعه چگونه می تواند از یک فرد کاملا معمولی ، موجودی خطرناک و خشن و خونریز بسازد. این سه فیلم باعث شد تا آوازه او در جهان پخش شود. این فیلمها عبارتند از : " Sympathy for Mr. Vengeance " محصول 2002 و " Oldboy " محصول 2003 و " Sympathy for Lady Vengeance " محصول 2005 . او اکنون با اینکه از لحاظ شهرت و ثروت چیزی کم ندارد ولی باز هم علاقه مند است تا خودرا به بوته آزمایش گذارد و کارهای جدید و نو را امتحان کند . او علاوه بر کارگردانی، فیلمنامه نویسی هم می کند و در کارهای مشترک با دیگر کارگردانان و نویسندگان نیز شرکت میکند. او در جشنواره "کن 2004 " مفتخر به دریافت جایزه بزرگ این چشنواره برای فیلم " Oldboy " شد. او با امید فراوان در جشنواره " ونیز 2005 " با فیلم  " Sympathy for Lady Vengeance " شرکت کرده است. در مورد او گفته اند که وی می تواند " کوروساوای " عصر حاضر باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 با زبون خوش نظر دهييد !!  مرسي !

 

[+] نوشته شده توسط mat در 10:57 بعد از ظهر | |

نیاز !!!

به نام خالق عشق

 

وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم،

 

 وقتی که دیگر رفت من به انتظارآمدنش نشستم،

 

 وقتیکه دیگر نمی توانست مرا دوست داشته باشد من او را دوست داشتم،

 

  وقتی که او تمام کرد من شروع کردم ،

 

  وقتی او تمام شد من آغاز شدم

 

 وچه سخت است تنها متولد شدن!مثل تنها زندگی کردن است

 

 مثل تنها مردن است.

 

                                                                                 

 

........دارد مشکل می شود ،

 

 تحمل یکدیگر برایمان سنگین شده است ،

 

 هنوز جرات آن را نیافته ام که دربرابر هم قرار گیریم ،

 

  هنوز هم با هم روبرو نشده ایم ،

 

 از ترس چنین حادثه ای است که من هموارهشلوغ می کنم ،

 

 حرفهای دیگر و چیزهای دیگر را به میان می ریزیم تا خودمان در آن ها گم شویم و درست،

 

 روشن به چشم هم نیائیم ...

 

دیوار عریان روح یکدیگر، تحمل پذیر نیست ...

 

 تو چه بی باکانه خودت را نشان دادی ،

 

  باید کم کم بدان عادت کنیم ،

 

 یک باره نمیتوان با هم بود ،

 

 باید جرعه جرعه از هم بنوشیم ... یک جور دیگری شد ،

 

  دیگر حرف زدن از هرچه جز از خودمان محال است ... تو هرگونه فریبی را گرفتی .

 

 

 

 

 

....... من در برابر تو کیستم؟

 

 و آنگاه خود را کلمه ای می یابی که معنایت منم و مرا صدفی که مرواریدمتوئی 

 

 و خود را اندامی که روحت منم

 

 و مرا سینه ای که دلم توئی

 

 و خود را معبدی که راهبش منم

 

و مراقلبی که عشقش توئی 

 

  و خود را شبی که مهتابش منم

 

 و مرا قندی که شیرینی اش توئی

 

 و خود راطفلی که پدرش منم

 

  و مرا شمعی که پروانه اش توئی

 

 و خود را انتظاری که موعودش منم

 

و مرا التهابیکه آغوشش توئی

 

  و خود را هراسی که پناهش منم

 

 و مرا تنهائی که انیسش توئی

 و ناگهان سرت را تکان می دهی و می گویی :

 

 نه ، هیچ کدام! هیچ کدام ، این ها نیست ، چیز دیگری است ،

 

یک حادثه گری و خلقت دیگری و داستان دیگری است و خدا آن را تازه آفریده است.

 

 دیهرگز ، دو روح ، در دو انداماین چنین با هم آشنا نبوده اند ،

 

  این چنین مجذوب هم و خویشاوند نزدیک هم و نزدیک هم نبوده اند ...

 

 نه ، هیچ کلمه ای میان ما جایی نمی یابد ...

 

سکوت، این جاذبه مرموزی را که مرا به اینکه نمی دانم او

 

 را چه بنامم چنین جذب کرده است بهتر می فهمد و بهتر نشان می دهد.

 

              

[+] نوشته شده توسط pat & mat در 2:18 بعد از ظهر | |

که چرا تنهاییم !

                                                  به نام او !!!

 

گل اگر می خندد ,

باد اگر می تازد ,
ابر اگر میبارد ,
ما اگر می شنویم ,
و اگر می بینیم ,
گاهی می نالیم ,
همه را می دانیم ,
که خدا داده به ما ,

آن همه خوبی را ,
و اگر می گرییم ,
برای دلمان است ,
که چرا تنها ییم !!!

 

 

 

خدایا صبرم بده ,سوز دل و اشكم بده ,دردم بده با عشق خود مرحم بده, فكرم بده با


 

ذكر خود نورم بده ,در بحر خود غرقم بكن, در عشق خود محوم بكن .

 

 


 

[+] نوشته شده توسط mat در 5:2 بعد از ظهر | |

موسیقی و پیدایش آن !!!!!!

به نام  او

 

از آغاز پیدایش بشر در وجود او عضوی بوده به نام حنجره که صداهای مختلفی از آن تولید

میشد و میشود و انسان با تغییر این صداها توانسته اصوات مختلفی ایجاد کند وقتی صدای

 خوش بلبلی مقداری از آلام درونی وی را تسکین داده سعی کرده که با تقلید از صداها و لحن

 های خوش درون خود را نشاط بخشد.

 

موزیک از muse می آید و آن نام هر یک از نه فرشته ای بوده که به همراه آپولون (خدای

موسیقی و هنر های زیبا ) در کوه پارناس (واقع در یونان ) بسر میبردند و هر یک در فنی از

آواز و موسیقی مهارت داشتند .

 

در مورد پیدایش سازها ( آلات موسیقی ) نظر بر این است که نخستین آلات موسیقی

ضربی بوده است و انسان با زدن قطعه های سنگ یا استخوان و بعدها چوب بهم دیگر

صداهایی را ایجاد کرده است که بعدا تبدیل به طبل و دهل و ضرب گردیده اند .

با کشیده شدن زه کمان و ایجاد صدا بفکر تولید سازهای زهی افتاده و از الیاف گیاهی و

سپس روده و بعد سیم سازهای زهی بوجود آمده اند.

 

پپیدایش موسیقی همراه با سازهای مختلف مربوط به قرن ها قبل از میلاد مسیح است

 بطوریکه در یونان باستان اشعار هومر را برای تحریک سربازان با نوعی چنگ میخوانده اند .

بودایی ها نیز  اوراد مذهبی خود را با موسیقی می خواندند و سازهایی مانند چنگ و عود و نی

 و طبل و شیپور در زمان های قبل از میلاد وجود داشته اند .

 

عوامل تشکیل دهنده ی موسیقی :

 

۱-نت : الفبای مخصوص موسیقی است که دارای هفت گام است . نخستین بار شخصی به

 نام گلیساو که یک راهب ایتالیایی بوده نت را اختراع کرد و سپس در ۹۳۰ میلادی تقسیم

اصوات به نام نوما معروف شد و بعدها کمباید خطوط نت و تطبیق آنرا با صورت های هفتگانه

 بوجود آورد و در سال ۱۴۸۰ سن جان اسفف اعظم خطوط نت را تکمیل کرد . این هفت گام

عبارتند : دو -ر- می - فا - سل - لا - سی

 

۲- گام : عبارت است از هفت صدای متوالی که در فاصله های معین واقع شده اند . گام دو

قسم است گام بزرگ یا ماژور و گام کوچک یا مینور .

گام بزرگ از پنج پرده و دو نیم پرده تشکیل میشود( پرده یا تن ton واحد فاصله صوتی بین دو

نت متوالی است )و گام کوچک از سه پرده یا سه نیم پرده و یک ( یک و یک دوم پرده ).

 

۳- مقام یا تنالیته : هرگاه یک قطعه موسیقی با نت های معینی اجرا شود گویند آهنگ

دارای تنالیته است .

 

۴- اکرد : مجموع چند صورت را اکرد گویند .

 

۵- نوا یا ملودی : مایه ی اصلی موسیقی است و از کلمه ملموس یونانی است به معنای

پیوستگی . صورتهایی که هماهنگی داشته باشد و بگوش شنونده مطبوع باشد .

 

۶- پولیفون : ملودی یا نوایی است که از چند ساز و آواز تشکیل شده باشد .

 

۷- ضرب یا ریتم : توالی ضربات آهنگ برای موزون کردن نوای موسیقی را گویند .

 

۸- هارمونی یا هم آهنگی : قواعد معینی است که ما بین صوت های گوناگون در یک

قطعه چند صدایی توافق و هم آهنگی برقرار میکند .

 

چند اصطلاح در موسیقی :

 

۱ - فیلارمونیک : ارکسترهایی را گویند که وابسته به انجمن های دوستداران موسیقی

باشد .

 

۲ - آرابسک : تزئینات و ریزه کاریهای آهنگ .

 

۳ - آرانژمان : آهنگی که برای ارکستر یا ساز مشخصی ساخته شود ولی با ارکستر یا ساز

یا صوت دیگری اجرا کنند .

 

۴ - کاپریس : بمعنی هوس است و در مو سیقی آهنگ های حساس را گویند که با فرم

های آزاد اجرا شود .

 

۵ - کر : آوازهای دسته جمعی .

 

۶ - اپرا : نمایشی که همراه با رقص و آواز است و بهمراهی ارکستر اجرا میشود .

 

۷ - اورتور : قطعه ای است که بوسیله یک یا دو ساز اجرا شود و شامل سه قسمت

میباشد .

 

۹ - بالت : رقص های معنی دار همراه با موسیقی کلاسیک .

 

۱۰ - سنفونی : موسیقی که برای ارکستر بزرگ ساخته شده باشد .

 

سازهای موسیقی :

 

سازهای موسیقی بطور کلی به چهار دسته تقسیم میشوند :

 

۱ - سازهای زهی مانند : ویولون - ویولون سل- کنتر باس - هارپ

 

۲ - سازهای بادی مانند : پیکلو - فلوت - اوبوا - کرانگله - کلارنیت - ساکسفون - ترومپت

 - کرنه - کر - ترمبن - ترمبن باس - توبا

 

۳ - سازهای ضربی مانند : طبل که شامل تیمپانی و تامپورن و کاستانیت وسنج یا

سمبال میشود - مثلث که زنگ مخصوصی دارد - گلن شپیل - سلستا

 

۴ - سازهای کلاویه که چند صدا دارند و سیم های آنها با چکش های ویژه ای بحرکت در

می آیند مانند پیانو - ارگ - کلاوسن

 

[+] نوشته شده توسط pat & mat در 12:10 بعد از ظهر | |

:: مطالب پيشين